سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

235

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)

مقصود از [ مطلقا ] اوّلى آنست كه چه وجوب قسم بعد از ابتداء باشد چنانچه شيخ طوسى فرموده و چه مطلقا و بدون قيد به آن قائل باشيم همانطوريكه مشهور آن را فرموده‌اند چه آنكه بنابر هردو قول اگر مرد يكى از زنانش را با خود به سفر برد قضاء نوبت ديگران ساقط مىشود . سپس فرموده : كلمه [ او على القول بوجوبه الخ ] عطف است بر [ مطلقا ] اوّلى و مراد از [ القول بوجوبه مطلقا ] رأى مشهور مىباشد . به نظر فاتر حقير چنين مىآيد كه طبق فرموده ايشان عبارت [ او على القول بوجوبه مطلقا ] زائد و مستدرك باشد زيرا وقتى [ مطلقا ] اوّلى را اينطور معنا كرديم كه چه بقول شيخ و چه بعقيده مشهور وجوب قضاء ساقط است ديگر جائى براى تكرار سقوط وجوب بنا به عقيده مشهور باقى نمىماند و ذكر آن لغو و خالى از فائده است از اينرو بذهن ما اينطور مىرسد كه عبارت معطوف عليه يعنى [ مطلقا مع استصحابه لاحديهنّ ] بيان حكم فقط بر طبق عقيده شيخ عليه الرحمه بوده و عبارت معطوف يعنى [ او على اقول الخ ] بيان حكم به مذاق مشهور باشد و حاصل معنا بنابراين چنين مىشود . اگر مرد در سفرش يكى از همسرانش را با خود همراه نمايد وجوب قضاء براى ديگرى از او ساقط است اما بنابر قول شيخ كه وجوب قسم را بعد از ابتداء به آن مىداند مطلقا ساقطست چه سفر قبل از ابتداء صورت گرفته و چه بعد از آن و اما بعقيده مشهور كه قسم را به طور مطلق واجب مىدانند نيز قضاء ساقط است زيرا يكى از مسقطات قسم